تبليغاتX
××××تحفه اثنا عشري ×××××




















××××تحفه اثنا عشري ×××××

؟؟؟؟؟؟؟؟

آيا پيامبرصلى الله عليه سلم، حضرت ابوبکر را از ترس

خبر دادن او به کفار با خود به غار برد؟

 

شبهه شیعه:

در كتاب ( النور و البرهان ) شيخ ابوالقاسم ابن صباغ آمده است كه پيامبر، ابوبکر را از ترس خبر دادن او به کفار با خود به غار برد. در حال حاضر اين کتاب در دسترس نيست ؛ ولى مرحوم سيد بن طاووس در کتاب ( الطرائف ، ص 410) اين مطلب را از اين کتاب نقل مي کند

ايشان مي‌ فرمايد:

از دسته رواياتي که دلالت مي کند پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از ترس اين که ابوبکر جاى را به کفار نشان ندهد او را با خود به غار بردند روايتي است که شيخ ابوهاشم بن صباغ در کتاب النور و البرهان باب: ما أنزل الله علي نبيه ذيل آيه « قم فأنذر» و آيه « فاصدع بما تؤمر» وباب« ما ضمن رسول الله (صلى الله عليه وآله) لمن أجابه وصدقه » مي آورد: حسان مي گويد براي انجام حج عمره به مکه آمدم ديدم مردمي‌ از قريش به اصحاب رسول خدا فحش مي دادند.... پس اينگونه مي گويد: رسول خدا به علي عليه السلام (درشب ليلة المبيت) امر نمود ( که درجاي ايشان بخوابد) علي عليه السلام نيز اجابت نمود ولي از ابن ابي قحافة (کنيه ابوبکر) ترسيد که مبادا جاي ايشان را به کساني که دنبال پيامبر بودند نشان دهد به همين خاطر او را با خود به غار بردند.

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف - السيد ابن طاووس - ص 410

 

نکته ديگرکه شايسته است توجه بفرمائيد اين است که نظير همين مطلب در کتب ديگر اهل سنت که در حال حاضر موجود مي باشد يافت مي شود

ابوجعفر اسکافي استاد ابن ابي الحديد در جواب جاحظ که قائل است ابوبکر در راه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم از همه صحابه سختى‌ بيشترى را تحمل کرد مي گويد

زيرا ابوبکر حتي اگر ( ازجهت ظاهری) مورد اطمينان رسول خدا بود اما پيامبراکرم به رازداری وی اطمينان نداشتند چون ممکن بود ابوبکر راز هجرت رسول خدا را در آن شب فاش کند و دشمنان به حضرت دست پيدا کنند در نتيجه تمام نقشه هاي رسول خدا نقش بر آب مي شد.

حتي اگر ابو بکر نزد رسول خدا از جهت رازداری مورد اطمينان بود اما رسول خدا از نترسيدن وی در هنگام مقابله با سختي اطمينان نداشتند پس شايد از خوابگاه رسول خدا فرار نموده متوجه محل نقشه رسول خدا شده دنبال رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم برود ؛ پس کفار ايشان را پيدا کنند

حتي اگر او شخص رازدار وشجاعی بود و می توانست در جای رسول خدا بخوابد و فرار هم نکند اما رسول خدا از بعد آن اطمينان نداشتند که اگر وی را زنده گرفته وشکنجه کنند اقرار به آنچه که مي داند نکند و مسير رسول خدا را به کفار نشان ندهد پس ايشان به دنبال رسول خدا رفته ايشان را پيدا کنند

 

پاسخ اهل سنت:

جعفر اسکافی یک شیعه بوده مثل شاگردش ابن ابی الحدید،

و همین نوشته نیز دلیل است بر شیعه بودن اسکافی.

اسکافی میگوید رسول الله ترسیده ابوبکر در سختی تاب نیاورد و مسیر حرکت رسول را بگوید پس او را بهمراه برده....

اما شخصی که در سختی تاب نمیاورد، نمیاید ایمان به پیامبری بیاورد که زمین بر او تنگ شده است و دوما، پیامبر چرا مسیر حرکت خود را برای ابوبکر اطلاع داد تا از دستگیری و ترسو بودن او بیم داشته باشد!!!!

میبینید که اسکافی دارد هذیان میگوید و کسی که او را عالم قبول دارد نیز ابله است! ما او را سنی و عالم نمیدانیم و این شیعه است که این ابله را بعنوان دانشمند بزرگ میشناسد

اما آنچه که در کتاب غیب شده شیعه نوشته شده و ابن طاووس از آن نقل کرده هم نشانه کودنی است

زیرا رسول الله که توانست ساعت و مسیر حرکت خود را از تمامی مردم مکه پنهان نگه دارد، براحتی میتوانستند نقشه خود را از ابوبکر نیز پنهان نگه دارند

ای خواننده عزیز شیعه!

آیا دیدی ابن طاوس، این دانشمند بزرگ شیعه چقدر نادان است؟

آیا درست است که تو این آیه را رها کنی و به هذیانهای ابن طاووس و امثالش، ایمان بیاوری ببین آیه 40 از سوره توبه چه میگوید:

إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا

....

اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و جز از ابوبکر یاری نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود(به ابوبکر ) می‌گفت: «غم مخور، خدا با من و توست "

الله در قران میفرماید که من با محمد و ابوبکر هستم

شیعه قران را نمیبیند، اسکافی و ابن طاووس را میبیند!!!!

انا لله و انا الیه راجعون

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

اين مطلب رو به درخواست دوست و برادر عزيزم نويسنده وبلاگ غربا در وب قرار دادم .

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کدام رسانه ؟! ... کدام پیام ؟! ... کدام پیامبر ...؟!

 علیرضا صداقت

  دانلود فایل pdf

خورشید روز جمعه ، روز ذکر و دعا و عبادت ، با تمام فضایل و برکاتش بر بندگان خدا غروب می­کند و بار دیگر جمعه­­ شبی دیگر از راه می­رسد، تیک و تاک عقربه­ی ساعت، زمان را به ده و ده دقیقه­­ی شب می­رساند ، تلویزیونها روشن می­شوند، کانالها همگی عوض شده و هزاران و شاید هم میلیون ها بیننده پای تلویزیون­ها جمع می­شوند ... گویا منتظر خبری هستند ... آری ... حدس می زدم، موضوع مربوط به یک سریال جدید است که جمعه شبها از شبکه­ی یک سیما پخش می­شود ... سریال ... سریال ... باز هم سریال!! ... این بار دیگر چه داستانی سرهم کرده­اند؟! ... شک ندارم که دوباره نویسنده­ای خیالپرداز با کارگردانی خیالپردازتر از او به معیت بازیگران هزار چهره خود­ و با کمک دوربینها و امکاناتی که در اختیار دارند، می­خواهند هفته­ها و شاید هم ماهها افکار و احساسات خانواده­ها و مخصوصا احساسات مادران و خواهرانمان را ، اسیر رؤیاها و خیالپردازی­ها خود­ کنند ... راستش را بخواهید تصور اینکه مشتی  توهماتِ یک نویسنده یا یک کارگردان ، اینگونه افکار هزاران خانواده­ی مسلمان را به خود مشغول می­کند، برایم سخت و ناراحت کننده است ... گرچه غالب مردم ، اوقات گرانبهای خود را من باب تفریح و سرگرمی صرف تماشای فیلم­ها و سریالهای تلویزیونی می­کنند، اما این مسئله هرگز بدین معنی نیست که این گونه سریالها بی هدف و صرفا برای سرگرم کردن مخاطبان ساخته می­شوند، بلکه حقیقت آن است که فریم به فریم و سکانس به سکانس آنها، در یک راستا حرکت نموده، و هدف خاصی را دنبال می­کنند، اگر مطلب خلاف این بود، هرگز سالانه صدها میلیارد تومان از بیت المال مسلمانان را صرف ساخت اینگونه فیلمها و سریالها، نمی­کردند. اما اینکه ماهیت واقعی این رسانه چیست و چه اهدافی را دنبال می­کند، این مسئله تا حد زیادی برای مخاطبان نکته سنج و صاحب بصیرت ، پیدا و نمایان شده است.

و اما سریال جدید! سریالی با موضوعی مهم و نامی شیرین و مبارک که در نگاه اول...
ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

اين مطلب از كتابي با عنوان همين وبلاگ برداشت شده و بصورت سريال وار تقديم خواهد شد . دوستان اگر متن كامل كتاب را خواستار باشند ايميل خود را بگذارند تا در اختيارشان قرار گيرد .

در كيفيت حدوث مذهب تشيع و انشعاب آن به فرق مختلفه

بايد دانست كه مذهب شيعه از ابتداى حدوث ظهورات رنگارنگ نموده و كسوتهاى گوناگون پوشيده و در هر وقت به رنگ ديگر ظاهر شده تا آنكه سلاطين صفويه در عراق و خراسان در ترويج اين مذهب و ضبط اصول و حفظ قوانين او كوشيدند و علماء وقت سعى وافر به تقديم رسانيده تمهيد اصول و تفريع فروع به جا آورده در كتب و رسايل مدون ساخته‌اند از آن باز تبديل و تحول اين مذهب موقوف شد و بر يك روش قرار گرفت و اين تلون و تبدل خاصه همين مذهب است و بس به خلاف مذاهب ديگر كه با وصف اختلاف اهل آن مذاهب در فروع مذهب اصول را هيچگاه تبديل نكرده‌اند و نقل و تحويل در اركان مذهب خود جايز نداشته‌اند و با تيان مبانى مذهب تشيع مناسب هر وقت مذهبى تراشيده‌اند و بر يك اسلوب قرار نگرفته و تبديل اصول و تحويل اركان بسيار در اين مذهب واقع شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

                       

 

                         

 

 

                       

 

 شعر ایرج میرزا در انتقاد از قمه زنی

زن قحبه چه می کشی خودت را / دیگر نشود حسین زنده

کشتند و گذشت و رفت و شد خاک / خاکش علف و علف چرنده

من هم گویم یزید بد بود /  لعنت به یزید بد کننده

اما دگر این کتل متل چیست /  وین دسته خنده آورنده

تخم چه کسی بریده خواهی /  با این قمه های نا برنده

آیا تو سکینه یی که گویی /  سو ایستمیرم عمیم گلنده

کو شمر و تو کیستی که گویی /  گل گویما منی شمیر النده

تو زینب خواهر حسینی؟  /  ای نره خر سبیل گنده!

خجلت نکشی میان مردم /  از این حرکات مثل جنده؟

در جنگ دو سال قبل دیدی /  شد چند کرور نفس رنده

از این همه کشتگان نگردید /  یک مو ز زهار چرخ کنده

در سیزده قرن پیش اگر شد /  هفتادو دو تن ز سر فکنده

کی کشته شود دوباره زنده /  با نفرین تو بر کشنده

باور نکنی بیا ببندیم /  یک شرط به صرفه ی برنده

صد روز دگر برو چو امروز /  بشکاف سر و بکوب دنده

هی بر سر و ریش خود بزن گل /  هی بر تن خود بمال سنده

هی با قمه زن به کله خویش  / کاری که تبر کند به کنده

هی بر سر خود بزن دو دستی /  چون بال که میزند پرنده

هی گو که حسین کفن ندارد /  هی پاره بکن قبای ژنده

گر زنده نشد عنم به ریشت /  گر شد عن تو به ریش بنده

بر گرفته از سايت

http://shjojo.blogfa.com/

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

  

 جهت دانلود دلایل بر رد ازدواج موقت  اینجا   کلیک کنید

                 ازدواج موقت   

         

  ازدواج موقت کلیک کنید

                            

 

      برای دانلود کلیک کنید 

 

      کلیک کنید

آموزش دانلود :جهت دانلود بر روی لینک کلیک کرده تاسایت جدید باز شود سپس بر روی گزینه download كليك كرده و حدود يك دقيقه منتظر بمانيد تا كاملا لود شود سپس بر روي گزينه start كليك كرده تا لينك براي شما در word كاملا دانلود شود  

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

فرق گرایی یا وحدت گرایی؟

یکی از نماد های تبعیض و مشکلات عمده و اصلی اهل سنت ایران در رژیم ولایت فقیه  این بوده و هست که به هر اداره ای که رجوع  کنند به ویژه دادگستری، از مذهبشان سؤال می شود و برای گرفتن چیزی که حق مسلمشان است باید کلی دوندگی کنند و مبلغ هنگفتی صرف و خرج و به این و آن رشوه دهند و دست آخر هم به حق خودشان نمی رسند! چرا؟ چون اصولا حقوق شهروندی اهل سنت در قانون اساسی کذایی رژیم ولایت فقیه نادیده گرفته شده است و حقوق ناچیزی هم که به خاطر فریب افکار عمومی و جهان اسلام برای آنان بر روی کاغذ نوشته شده است در عمل از آن خبری نیست و بیش از بیست میلیون جمعیت سنی، عملا به حاشیه رانده شده اند و از حقوق شهروندی خویش محروم گشته اند و هیچ یک از سازمانهای به اصطلاح مدافع حقوق بشر هم، بحثی از آن به میان نمی آورند و دست حکومتگران بی باور و ستمگر رژیم در زمینه ی ظلم و جنایت نسبت به اهل سنت و نادیده گرفتن حقوق شهروندی حدود یک سوم جمعیت کشور، کاملا باز گذاشته شده است بنابراین سردمداران رژیم هیچ گونه دغدغه ای درباره ی پایما ل کردن حقوق اهل سنت ندارند.

پایمال کردن حقوق ملیتها و مشارکت ندادن سنی ها در ساختار قدرت و تفتیش عقاید و توهین به مقدسات مذهبی و الگوهای دینی اهل سنت و به کارگیری نمادهای رافضی و ترویج و تأکید بر عقاید افراطی و انحرافی و..، نمایی از خودکامگی، انحصار طلبی، کوته نظری، سنی ستیزی و حقد و کینه نسبت به جهان غیر از تشیع صفوی است، اساس نظام ولایت فقیه بر دامن زدن به اختلافات، تفرق گرایی و توهین به الگوهای دینی جهان تسنن، بنا شده است و به طور کلی عملکرد چندین ساله ی مجموعه ی نظام به ویژه ولی خودکامه ی فقیه به هیچ عنوان بیانگر وحدتگرایی نیست بلکه یک حکومت شیعی رافضی است که می خواهد رفض و سب و لعن صحابه را همانند صفویه در جامعه ی ایران و فراتر از آن در جهان اسلام گسترش دهد.

خودکامگان ایران در یکجا شعار می دهند که ما به وحدت معتقدیم و دم از اتحاد ملی و انسجام اسلامی و وحدت شیعه و سنی می زنند و در جایی دیگر و چه بسا در موازی با نوشته ی وحدت، ریشه های اعتقادی و مذهبی اهل سنت را هدف قرار می دهند و به مقدسات دینی بیش از یک میلیارد سنی دهن کجی می کنند؟! به طور مثال در دهه ی خود ساخته ی فاطمیه در مناطق سنی نشین بر در و دیوار مساجد پلاکاردهایی نصب می کنند و به بهانه ی شهادت حضرت فاطمه ی زهرا - رضی الله عنها- بر داماد آن بانوی گرامی، حضرت عمر- رضی الله عنه- بدترین اهانت ها را روا می دارند؟! از نهم تا یازدهم ربیع الاول مراسم عمر کشان در کاشان بر سر قبر افسانه ای ابولؤلؤ مجوسی برگزار می کنند و او را بابا شجاع الدین می نامند و حقد و کینه و عداوت خویش را نسبت به یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم، به نمایش می گزارند؟! و با کمال وقاحت و پررویی از دوازدهم تا هیفدهم همان ماه، هفته ی نام نهاد وحدت برگزار می کنند و سمینارها تشکیل می دهند و دم از وحدت و تساوی و برادری می زنند.

این قبیل حرکتهای زننده و توهین آمیز که ماهیت رژیم را بر ملا می سازد، بیانگر آن است که سخن از برابری در حقوق و شعار وحدت، تقیه و دروغ و فریبی بیش نیست و بحث اتحاد ملی و انسجام اسلامی و وحدت شیعه و سنی از دیدگاه ولایت سالاران، یک بازی سیاسی محض است که فقط مصرف تبلیغاتی دارد و به منظور فریب افکار عمومی به ویژه مسلمانان جهان، به کار برده می شود، این دوگانگی یعنی بین آنچه جریان دارد و عملا اهل سنت شاهد آنند و آنچه از سوی زمامداران رژیم بر زبان آورده می شود، برای اهل سنت ایران کاملا مشخص شده و ملموس و مبرهن است و برای جهان اهل سنت نیز به خوبی روشن گردیده و چهره ی حقیقی نظام سرا پا فساد ولایت فقیه نمایان شده است، هر چند برخی از خود باختگان و نا آگاهان با در نظر داشت منافع شخصی خود، هنوز هم سعی می کنند که جنایات رژیم نسبت به اهل سنت را توجیه نمایند و آن را به نیروهای خود سر و باند بازیهای درون نظام نسبت می دهند ولی حقیقت امر آن است که این نیروهای سرکش در درون نظام نیستند که تنش میان شیعه و سنی ایجاد می کنند بلکه خود رژیم ولایت فقیه ماهیتا یک رژیم آشوبگر و فتنه جوی می باشد و سیاست آن از رأس هرم خامنه ای گرفته تا قاعده ی آن بر فتنه گری و رفض و سنی ستیزی و مخالفت نهاده شده و عمال آن، سیاست از پیش برنامه ریزی شده را اجرا می کنند و شخص مطرح نیست و ریشه ی مشکل در یک شخص و یا یک گروه نیست که با کنار رفتن و یا کنار زدن آنان ، تبعیض ها و نارسائیها از میان برداشته شود و مردم به خصوص اهل سنت به حق و حقوق خودشان برسند بلکه ریشه ی مشکل در خود رژیم است و این سیاست است که با تمام قوا اجرا می شود، بنابراین، ما نباید به انتظار اصلاحات بنشینیم و به فکر آن باشیم که با اصلاحات روبنایی نظام می توان به حق و حقوق خود دست یافت و ستمگران را به عدالت خواهی واداشت چرا که این یک امر تجربه شده است که با جا به جایی مهره ها چیزی عوض نشده و نخواهد شد، پس تنها راه رسیدن به حق و حقوق، تغییر و براندازی نظام ولایت فقیه است و بس.    

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

برای دیدن سوال به این لینک مراجعه شود

معنی لغوی و اصطلاحی قرطاس

قرطاس مفرد قراطیس و به معنای کاغذ است. هر دو لفظ (قرطاس و قراطیس) در قرآن مجید بکار رفته اند
«لو نزلنا علیک کتاب فی قرطاس فلمسوه بایدیهم لقال الذین کفروا ان هذا الا سحر مبین» (انعام 7) اگر ما کتابی بفرستیم در کاغذیکه آن را بدست خود لمس کنند باز کافران گویند این نیست مگر سحری آشکار.

 

«و ما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شئ قل من انزل الکتب الذی جاء به موسی نوراً و هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفونها کثیراً» (انعام 92) و آن کسانی که گفتند خدا بر هیچ از بشر کتابی نفرستاده، خدا را نشناختند. ای پیامبر بگو به آنها کتابی را که موسی آورد و در آن نور هدایت برای مردم بود آنرا چه کسی فرستاد؟ که شما آیاتش را در اوراق نگاشتید بعضی را آشکار نمودید و بسیاری را پنهان نمودید.


حدیث قرطاس به حدیثی گفته می شود که آنحضرت صلی الله علیه وسلم در مرض وفاتش هنگامی که اصحاب کرام گرداگرد او جمع شده بودند، به آنها فرمود: قلم و دوات بیاورید تا برای شما چیزی بنویسیم، که بعد از من گمراه نشوید. لهذا این حدیث به حدیث قرطاس مشهور گردید. حدیث قرطاس با الفاظ ذیل روایت شده است.


«حدثنا علی بن عبد الله قال حدثنا عبد الرزاق اخبرنا معمر عن الزهری عن عبد الله بن عبد الله بن عتبه عن ابن عباس قال: لما حضر رسول الله صلی الله علیه وسلم و فی البیت رجال فقال النبی صلی الله علیه وسلم: هلموا اکتب لکم کتابا لاتضلوا بعده قال بعضهم: ان رسول الله قد اغلبه الوجع عندکم القرآن، حسبنا کتاب الله» (صحیح بخاری 2/638)


حدیث قرطاس یکی از احادیث اختلافی است که بسیاری از فرصت طلبان بوسیله ی آن بر حضرت عمر رضی الله عنه انتقاد کرده و ایشان را مورد حمله و هدف اعتراضات خود قرار داده اند. و از آن استنباطاتی مطابق با فکر و اندیشه خود که در بعضی موارد برداشتهای سطحی و ظاهری از این حدیث، سبب نگرش بد نسبت به این بزرگوار (حضرت عمر رضی الله عنه شده است) حتی که بعضی ها همچون تیجانی این شخصیت را آماج اعتراضات شدید خودقرار داده اند و عقیده صیح اهل سنت را خدشه دار نموده اند و از این رو تصمیم بر آن شد تا مجموعه برداشتهای مختلف علما را در قالب اعتراضات بیان داشته و عقیده راسخ اهلسنت را نسبت به این نوع اتهامات روشن نموده وبه پاسخ و برداشت درست حدیث پرداخته شود.


مجموعه اعتراضات وارده بر حدیث قرطاس

مجموعه اعتراضاتی که بر حدیث قرطاس شده است به شرح ذیل اند:
1- حضرت عمر رضی الله عنه به حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت هذیان دادند و این توهینی است به پیامبر صلی الله علیه وسلم و هر کسی که به پیامبر توهین کند از دایره اسلام خارج می شود لذا حضرت عمر رضی الله عنه از دایره اسلام خارج است!!!(نعوذ بالله)
2- پیامبر همه اقوالش بنا به آیه «و ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی» (نجم آیه 3) وحی شمرده می شوند، به حضرت عمر رضی الله عنه دستور دادند که قلم و دوات بیاور ولی او در جواب پیامبر حسبنا کتاب الله گفته وبه وحی عمل نکردد و دستور آنحضرت را نادیده گرفته و با سر باز زدن از دستور پیمابر، سبب ایذاء آنحضرت را فراهم آورد و مطابق با آیه: «ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الآخرة و اعد لهم عذاباً مهیناً» مورد لعن و نفین خداوند قرار می گیرد.


3- پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم خواستند مسئله ولایت و خلافت را با کتابت برای حضرت علی رضی الله عنه بیمه کنند و او را جانشین بلافصل خود معرفی نمایند، ولی حضرت عمر متوجه شده مانع کتابت شد!!


4- حضرت عمر رضی الله عنه بوسیله انکار و جلوگیری از آوردن قلم و دوات سبب تنازع عند النبی شد و بنا به آیه: «یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی و لا تجهروا له بالقول کجهر بعضکم لبعض ان تحبط اعمالکم و انتم لا تشعرون» (ای اهل ایمان بالای صدای پیامبر صدا بلند میکند و بر او فریاد بر مکشید مانند فریاد کشیدن بعضی از شما که این کار، اعمال نیک تان را محو می کند و شما نمی فهمید. حجرات آیه: 2) اعمال خود را حبط و برباد ساخت.
5- حضرت عمر رضی الله عنه حق مسلمین (تعیین خلیفه و جانشین بعد از پیغمبر) راتلف کرد و به مسلمین جهان (العیاذ بالله) خیانت نمود.


6- حضرت عمر رضی الله عنه در مقابل کلام رسول الله حسبنا الله گفتند و با این نظر خود، امت اسلامی را از سنت برحذر داشتند و این قولش مخالف آیه: «و اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» (اطاعت خدا و رسول و فرمانداران را بکنید) است زیرا ایشان از دستور و اطاعت پیامبر که همانا دستور خداوند است سرپیچی کردند و مشمول حدیث: من اطاعنی فقد اطاع الله و من عصانی فقد عصی الله» (کسی که من از من اطاعت کند از خداوند اطاعت کرده و کسی که نافرمانی من را کند نافرمانی خدا را کرده است) قرار می گیرد.


علمای أهل سنت و جماعت در پاسخ به این اعتراضات ساکت ننشسته اند بلکه این نوع اعتراضات را با اپاسخهای جالب و بجا جواب داده اند ولی از آنجایی که اکثر این کتابها به زبان عربی و اردو هستند و برادران فارسی زبان نمی توانند از آنها استفاده کنند، تصمیم بر آن شد تا مجموعه ای از پاسخ خدمت خوانندگان عزیز تقدیم گردد امید است مورد اعتنای خوانندگان و دانشجویان گرامی قرار گیرد.

برای مطالعه بقیه مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |


Design By : Night Skin